مسعود رشید

مسعود رشید – اصولگراها‌و اصلاح‌طلبان بدون قیدوشرط مذاکره کنند

۲۹ آذر ۱۳۹۶

 

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با بیان اینکه شرط گذاشتن برای گفت‌و گو سم مهلک است گفت: اگر آقایان به مذاکره اعتقاد داشته باشند جریان اصلاحات لیدر خود را دارد.

پایگاه تحلیلی خبری مسعود رشید: اولین جرقه های گفت و گو میان دو جریان چپ و راست از سال ۹۲ زده شد و حتی  اولین ضیافت افطاری حسن روحانی با احزاب با چنین نگاهی صورت گرفت اما این موضوع زمانی رنگ جدی تری به خود گرفت که باهنر ایده هم نشینی این دو جریان را مطرح کرد و غلامرضا مصباحی مقدم به عنوان سخنگوی جامعه روحانیت مبارز نیز از گفت و گو میان دو تشکل روحانی اصلاح طلب و اصولگرا مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز سخن به میان آورد. موضوعی که مباحث جدیدی را در عرصه سیاست داخلی باز کرد برخی آن را ممکن دانستند و برخی از نبود لیدر و موانع بر سر راه مذاکره بین جریانات سیاسی صحبت کردند.

در همین راستا محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با استقبال از این گفت و گوها عنوان می کند جریان اصلاحات چهره های شاخصی برای مذاکره دارند اصولگرایان هم چهره های خود را برای رایزنی معرفی کنند.

آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفت و گو است:

آقای عطریانفر! مدت‌هاست صحبت از گفت و گو میان اصلاح طلبان و اصولگرایان به میان می آید چقدر ضرورت این مذاکرات در عرصه سیاست داخلی احساس می شود؟

یک نقطه تلخ و سیاهی در رفتار سیاسی گروه ها شکل گرفت و آن حوادث سال ۸۸ است که خودش مبنای سوءتفاهم ها میان دو جریان اصیل شده است؛ این نقطه تاریک بسیاری از شخصیت های سیاسی معقول و دلسوز کشور را تحت تاثیر قرار داد. خوشبختانه امروز نیروهای چپ و راست کشور به این نتیجه رسیده اند که باید این اختلافات را رفع کنند. به نظر می رسد پایه گفت و گوهایی که مطرح می شود ریشه در رفع این اختلافات دارد.

طبیعی است که هر کسی دلسوز کشور و انقلاب و رهبری باشد تمایل دارد این گفت و گو ها شکل بگیرد. باور ما در جریان اصلاحات این است که اگر بتوانیم اصولگرایان معتدل و غیر تندرو را طرف گفت و گو قرار دهیم که خوشبختانه از آن اردوگاه هم پیام های مثبتی دریافت می کنیم این می تواند مبدا خیر و برکت برای آینده کشور باشد و می تواند آغازی باشد برای رفع سو تفاهم هایی که در گذشته رخ داده است. در این مسیر باید فارغ از تفکرات به

این اندیشید که در آینده باید چه کنیم و از گذشته عبور کنیم.

پیشنهادی درمورد گفت و گوی مجمع روحانیت مبارز و روحانیون مبارز مطرح شده است آیا این دو تشکل می توانند آغازگر گفت و گوها باشند؟

این دو تشکل مبدا مشترک داشتند و همزاد انقلاب هستند. روحانیت مبارز در مقاطعی در دوران حیات امام (ره) به دلیل برخی تنگ نظری ها دچار شکاف و انشقاق شد و تعدادی از چهره های شاخص آن تحت عنوان روحانیون مبارز از آنها جدا شدند و نهایتا در جهت تعاطی افکار  این انشقاق مورد تائید امام (ره) قرار گرفت. در واقع امام (ره ) برای شکل گیری گفتمان های مختلف در درون روحانیت با تشکیل روحانیون مبارز موافقت کردند و حتی این تشکل کمک هایی از سوی امام دریافت می کردند اما این رفتار به هیچ عنوان به معنای تضعیف روحانیت مبارز تلقی نشد.


از آن روز سی سال گذشته و تا امروز دو اتفاق مهم رخ داده است اول اینکه روحانیت مبارز از شخصیت‌های تاثیر گذار خود خالی شده است، به این معنا که تعدادی از آنها از دنیا رفته‌اند مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مهدوی کنی و… و تعدادی دیگر به علت برخی اختلافات از این تشکل دوری کرده اند مانند آقای روحانی و آقای ناطق نوری؛ در این میان چهره های موثر دیگری هم هستند که هرچند از این تشکل جدا نشده اند اما به نظر می رسد چندان هم، مانند سابق فعالیت ندارند مانند آقای امامی کاشانی؛ با چنین شرایط به نظر می رسد یک نوگرایی و جوان گرایی در روحانیت مبارز رخ داده است اما این جوان گرایی مایه تقویت روحانیت مبارز نبوده است  بلکه یک تغییر و چرخش از رویکرد اعتدال به سمت جهت گیری خاص بوده که تا حدودی از آن وزن و سنگینی تاریخی خود فاصله گرفته است.

قطعا هرکسی دلسوز کشور باشد این تضعیف را نمی پسندد. از سوی دیگر مجمع روحانیون مبارز تحت عنوان یک گروه سیاسی در وزارت کشور ثبت شده است و به دلیل همین ثبت وضعیت حقوقی، این تشکل از گروه های دوم خردادی محسوب می شود و از این رو برخی تندروی‌های  گروه‌ها در جریان اصلاحات به پای این مجمع گذاشته شد. لذا این دو اتفاق موجب شد تا اختلاف نظرها و شکاف‌های جزئی در گذشته تبدیل به دره عمیق اختلافات شود. امروز ضرورت های لازم برای گفت و گو میان این دو نهاد نیز احساس شده و گامی که از سوی آقای مصباحی مقدم و آقا مجید انصاری برداشته شده مورد تائید قرار گرفته است. لذا اگر هر دو طرف به این ضرورت رسیده باشند و به لزوم آن باور داشته باشند می تواند نشست های موثری در جهت منافع و مصالح عمومی شکل بگیرد.   

برخی شرط و شروط هایی هم گذاشته می شود چقدر این شرط  گذاشتن ها می تواند مانع ادامه راه شود؟

امروز ضرورت این گفت و گو های احساس می شود و اگر طرف مقابل نیز به این باور رسیده است باید بدون هیچ قید و شرطی وارد مذاکره شود و قطعا این طرف هم آمادگی دارد؛ اساسا موضوع گفت و گو شرط پذیر نیست مگر قرار است بین دو کشور متخاصم مذاکره و گفت و گو برقرار شود؟! دو جریان اصلی کشور که تعلق خاطر به نظام و کشور دارند قرار است به سوءتفاهمات پایان دهند. شرط و شروط گذاشتن سم مهلک است؛ در این راستا  تنها یک مبنا وجود دارد و آن این است که دو طرف نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی را قبول داشته باشند و به آرمان های امام و انقلاب ملتزم باشند و به حفظ و تقویت جایگاه مقام معظم رهبری باور داشته باشند که همین مسائل کفایت می کند و غیر از این اگر قرار باشد شرطی گذاشته شود دیگر مفهوم گفت و گو شکل نمی گیرد.

اکثریت دو جریان عنوان می کنند باید در جهت منافع ملی صحبت کنیم ولی منافع ملی که محل اختلاف نیست، اتفاقا نقطه اشتراک دو جریان است، بحث بر سر اختلافات سیاسی است که مصالح ملی را می تواند زیر سوال ببرد؟

همانطور که قبلا گفتم یکسری سو تفاهم ها در گذشته رخ داده است که باید این سوءتفاهم ها رفع شود اگر آن مبانی که به آنها اشاره کردم همه به آن ملتزم باشند خیلی صحبت های خوبی می تواند شکل بگیرد. بیماری که وجود دارد و اتفاقا در جریان راست است اینکه دچار یک تمامیت خواهی شدیم و گروه هایی که به قدرت رسیده اند و به پشتیبانی هایی مستظهر هستند همه موقعیت ها را از آن خود می دانند و دیگری را نمی خواهند به رسمیت بشناسند؛ این نقد از سوی جریان اصلاح طلب به جریان اصولگرا وارد است.

 وقتی ما از گفت و گو صحبت می کنیم یعنی دو جریان اصلی در عرض هم و در ذیل مفاهیم اساسی و کلی کشور وارد عمل شوند و در بحث مدیریت و اداره کشور هم به تکثر اعتقاد داشته باشند چیزی که در گذشته هم به  عنوان گردش قدرت در جریان بوده است که اگر به این باور داشته باشند گفت و گو ها مفید خواهد بود.

برخی اصولگرایان علت تاخیر این گفت و گوها را نداشتن لیدر معرفی می کنند  و می گویند دو طرف لیدر ندارند که این مذاکرات شکل بگیرد چقدر با این نظر موافقید؟

این نظر اصولگرایان است اما اگر آقایان به همین گفت و گو اعتقاد داشته باشند جریان اصلاحات لیدر خود را دارد. آنها چهره های خود را معرفی کنند اصلاح طلبان چهره ها مشخص و معنوی دارد که می تواند معرفی کند.

یعنی شما هم معتقدید باید لیدرها نبض گفت و گو را به دست بگیرند؟

اول باید فضا و جو گفت وگو یک جنبه عام پیدا کند که ظاهرا این اتفاق رخ داده است در گام بعدی برای شکل گرفتن مذاکرات قطعا نیاز به حضور لیدرها وجود دارد و باید چهره ها این مذاکرات را به پیش ببرند.

فکر می کنید کدام چهره ها می توانند از سوی اصلاح طلبان معرفی شوند؟

ما چهره های شاخصی داریم، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی که به رحمت خدا رفتند اما ما در جریان اصلاحات شوراهای مشورتی و تصمیم گیرنده داریم که در این زمینه وارد عمل می شوند و چهره های خود را معرفی می کنند.  

د